اخلاق (قسمت اول)

:: اخلاق (قسمت اول)

           اولین گام در اخلاق ،خود شناسی و خودسازی فردی است ،خودسازی پرورش اخلاق پسندیده و محو رذایل ناپسند است که اساس رشدِ شخصیت انسانی هر فردی را تشکیل می دهد. برای انجام این مهم باید از خودشناسی آغاز کرد تا به ضرورت خود سازی و رسیدن به مرحله خود باوری ودر نهایت به خداشناسی و خدا محوری در زندگی  رسید: «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه؛  کسی که خود را شناخت، خدای خویش را می شناسد.  «هر کس باید به قدر و اهمیت خویش پی ببرد و وجود خود را چنان که هست بپذیرد و محترم بشمارد، نه این که برای خود لیاقت و کمال و برتری و مزایای خاصی قائل باشد، بلکه خود را در جامعه عضوی مفید سازد».

امام علی (علیه السلام) در این مورد می فرماید: «کفی بالمَرءِ جهلاً اَن لا یعرِفَ قَدرهَ؛ در نادانی مرد همین بس که قدر خود را نشناسد»

 پس باید خودِ واقعی را شناخت و ناخود را خود نپنداشت و برای رسیدن به آن می بایست خود پنداری را از بین برد، چون خود پنداری سرآغاز صفت های مذموم (غرور، کبر، خودپسندی، خودخواهی، خودبینی، استبداد رأی و امیال حیوانی) است. انسان که خود را شناخت در صدد خودسازی برمی آید و در این راستا به خداشناسی می رسد. از آن رو که خودسازی به خداشناسی منتهی می شود از اهمیت زیادی برخوردار می باشد.

      اخلاق از آن رو ضرورت می یابد که انسان  در دو سوی كمالی و نقصی در حركت است . بدین جهت گاه در قرآن سخن از نفس اماره انسانی  است كه آدمی را به سوی بدی ها امر کرده و می كشاند. و گاه دیگر سخن از نفس لوامه و سرزنشگر است كه به عنوان وجدان پاك عمل می كند و بر رفتار ناهنجار و یا عمل نكردن به هنجار و ارزشی، وی را سرزنش می كند. گاه دیگر سخن از نفسی است كه به تسویل (زیبا جلوه دادن) می پردازد و بدی ها و زشتی ها را به عنوان امری نیك و پسندیده جلوه می دهد. و گاه از نفس وسوسه گری سخن می رود كه نمی گذارد دمی با خود آرام نشیند و همواره وی را به سوی بدی ها و زشتی ها دعوت می كند. در مقابل، نفسی هم به آرامش و اطمینان می رسد و آدمی را از همه چیز رهایی می بخشد و كمال را در او تضمین می كند.

     این ترسیم قرآنی نشان می دهد كه انسان و نفس انسانی در مقامی است كه می تواند به پست ترین مقام تا عالی ترین و كمالی ترین مقام دست یابد و این همه، حالات یك وجودی است كه ما آن را انسان می نامیم. انسان از وسعت وجودی خاصی برخوردار است؛ از این رو در دو سوی متضاد و متقابل كمالات قرار دارد از یك سوی می تواند در كمال زیبایی ها و پسندیده ها به بالاترین و برترین درجه دست یابد و از سوی دیگر در جهت كمال زشتی ها و بد ی ها به پست ترین موجود هستی تبدیل گردد. خداوند درباره این ویژگی انحصاری انسان در آیات ۴ و ۵ سوره تین می فرماید: " لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم ثم رددناه اسفل سافلین"به راستی كه انسان را در بهترین حالت و استواری آفریدیم و سپس او را به پست ترین درجات بازگردانیدیم. انسان موجودی بسیار آسیب پذیر است ،به سادگی هویت انسانی خود را از دست داده و در مقام پست ترین حیوانات بلكه پست تر از آنان قرار گیرد: " اولئك كالانعام بل هم اضل"

 از دیدگاه قرآن ، انسان به طور طبیعی متمایل به بدكاری است. با این همه ، قابل كنترل و مهار و مخلوقی معتدل و ملهم به خیر و شر و دارای خاطراتی پنهان و غیرقابل مشاهده  است انسان دارای تمایلات و خواسته هایی است كه باید به برخی پاسخ مثبت و برخی را كنترل و مهار كند. این امكان نیز وجود دارد كه نفس انسانی در سختی و رنج افتاده و در تنگنا قرار گیرد و با همه فراخی جانش به لب رسد. در حقیقت نفس می تواند حالت های مختلفی را تجربه كند. از این رو قرآن نفس را از آیات بزرگ الهی برشمرده است كه می بایست مورد تامل و دقت و تحقیق از سوی انسان قرار گیرد و ماهیت آن باز شناخته شود.

منبع : در حريم ياراخلاق (قسمت اول)
برچسب ها : انسان ,انسانی ,كمال ,گیرد ,تواند ,زشتی ,قرار گیرد ,ترین مقام

اخلاق (قسمت دوم)

:: اخلاق (قسمت دوم)

موانع تکامل و خودسازی  انسان

مهمترین عوامل  وموانع تکامل انسانی را در سه موضوع ؛ وسوسه های شیطانی ، هواهای نفسانی  وجاذبه های دنیایی می توان مورد بررسی قرار داد .  

شیطان به جهت وسوسه های بیش از اندازه و ایجاد زمینه های گمراهی و هلاكت انسان به عنوان دشمن آشكار معرفی می شود و از انسان خواسته شده  تا به جهت تأثیرپذیری از اغوای او و نیز فریب كاری ها ،خدعه و حمله همه جانبه، او را دشمن گرفته و از او دوری گزیده و ازاو پیروی نكند .

هوای نفس انسانی هم به عنوان دشمن درونی در قرآن کریم  یاد شده و از انسان خواسته تا خود را از دام نفس خویش رهایی دهد و با تلاش و مجاهدت آن را مهار كرده و تعدیل نماید و از قوه و توانایی ها و توانمندی های آن در راستای كمالات بهره گیرد. به سخن كوتاه از انسان خواسته تا به تزكیه نفس و خودسازی پرداخته و همواره مواظب دشمن درون باشد كه بسیار خطرناك و هلاكت ساز است.

علت این كه نفس انسانی این گونه برای خود انسان خطرناك و بلكه مهلک است، ویژگی ها و خصوصیات انحصاری است كه در نفس انسانی برخلاف دیگر موجودات هستی وجود دارد.   از مهم ترین خصوصیات انسان  علاقه شدید  او به خود اشاره كرد كه از آن به حب نفس  وخود خواهی یاد می شود. انسان از آن جایی كه بسیار به خود علاقه مند است گاه  حاضر است از همه كس و همه چیز بگذرد تا خود را از شر و عذاب برهاند. فداساختن دیگران برای رهایی خود، از ویژگی های انسانی است. در بلاهای سخت انسان می كوشد حتی زن و فرزند و برادر و خویشاوندان و همه آنان که روی زمینند   را واگذارد تا جان خویش را به سلامت برد و از شر و بدی رهایی یابد.

    از دیگر ویژگی بارز بانسان وجود غریزه جنسی است كه موجب تمایل او به همسر گزینی است. به این معنا كه او را به  سوی جنس مخالف می كشاند. ارضای شهوات نوعی از  حب نفس است كه در انسان وجود دارد.

      در همین راستا می توان به فرزند دوستی اشاره كرد ، دلبستگی انسان به فرزند خویش نوعی تمایل به خود و حب نفس است كه به این شكل بروز و ظهور می كند. چنان كه مال دوستی و دل بستگی شدید به ثروت و مال دنیایی چیزی جز تمایل به نفس نیست؛ زیرا می كوشد تا با به دست آوردن مال، خود را ارضا و تمایلات نفسانی خویش را تكمیل نماید و این همه جز از حب نفس بر نمی خیزد. 

این ها همه نوعی خودخواهی است كه به اشكال دیگری چون منفعت طلبی در انسان بروز و ظهور می كند. قرآن با اشاره به غریزه منفعت طلبی انسان یادآور می شود كه همواره از خدا خیر بخواهد و از شر و بدی به هر شكلی پرهیز كند.

     بسیاری از رفتار و اعمال آدمی را می توان برپایه همین غرایز بلكه به جهت غریزه اصلی و بنیادین حب نفس تحلیل و تبیین كرد. رفتارهائی همچون پنهان كاری توجیه گری و شادی و سرور به جهت داشتن مال و ثروت و فرزند و همسر ریشه در همین حب ذات دارد.

همچنان كه فسادگری انسان بخل بی تابی در هنگام گرفتاری حرص و آز حسادت طغیان و سركشی (ظلم و ستم به دیگران غرور عجب و عجله برای رسیدن به خواسته ها و تمایلات نفسانی فخرفروشی و مجادله و حتی یاس نیز ریشه در همین حب ذات و خودخواهی بیش از حد انسان است. همین مساله موجب شد تا آدم در بهشت ابتدایی گرفتار وسوسه شیطان شود؛ زیرا شیطان به وی می گوید كه اگر به درخت ممنوعه نزدیك شود به دو چیز مهم و گران بها دست می یابد؛ یكی زندگی جاودان و دیگری رسیدن به وجود برتری كه خاص كروبیان است.

● خودسازی تنها راه رهایی  :   با توجه به ساختار خلقت انسان که ترکیبی از گرایشات مثبت ومنفی است و در معرض دشمنی های  وسوسه شیطانی ، هوای نفسانی و جاذبه های دنیوی قرار دارد همواره باید هشیار باشد و بر خود نهیب بیدار باش بزند؛ زیرا این دشمنان  همواره فعال و جدی هستند و آسیب های او در ابعاد مختلف شخصیت فردی و اجتماعی و نیز دنیایی و آخروی از هر دشمنی جدی تر و خطرناك تر است. بسیاری از مسایلی كه انسان با آنها دست و پنجه نرم می كند، ریشه در تعارض این گرایشات با یکدیگر دارد که باعث ناپایداری و ناسالمی شخصیت وی می شود. در بعد فردی ریشه افسردگی و نومیدی و در حوزه مسائل اجتماعی  ، بی عفتی و  خودباختگی و ظلم و ستم و بیداد به همین موضوع باز می گردد..

      بدین جهت  خداوند از انسان  می خواهد تا خود را با آموزه های وحیانی بازسازی کرده و نفس را تعدیل و مهار نماید. بسیاری از  دستورهای قرآنی و احكام و شریعت برای تعدیل و مهار نفس انسانی فرو فرستاده شده اند تا انسان را از شر و بدی نفس خودش رهایی بخشد.

    از آن جا که خودسازی کسب مجموعه ای از ارزش های ایمانی، اخلاقی، علمی، روانی، مادی و معنوی  و اجتناب  از هر نوع اخلاق های ناپسند، ناملایمات، سستی اراده و تمایلات نامشروع  نفسانی است، نقش راهنمایان شایسته و مربیان لایق را در رشد و پرورش جوانان، این سرمایه های گران سنگ بشری، روشن تر و بلکه سنگین تر می کند. انجام واجبات الهی، استفاده از  علم و اندیشه و عقل، نقش زیادی در خودسازی فرد و جامعه دارد که در سایه مربیان و راهنمایان شایسته امکان پذیر است.

      پیغمبر اکرم (ص )فرمودند: "بعثت لأتمم مکارم الأخلاق" من برانگیخته شدم تا بزرگواری های اخلاقی را کامل کنم» و باز فرمودند: "علیکم بمکارم الأخلاق فإن ربی بعثنی بها" بر شما باد پای بندی به اخلاق بزرگوارانه زیرا که پروردگارم مرا برای این کار مبعوث کرده است»

مراحل خود سازی

    عالمان اخلاق در بيان روش خودسازي به سه مرحله علم، حال و عمل اشاره كرده اند. منظور آنها از "علم" دانستن ارزش و مقام انسان، توانايي ها و استعداد ها ، نقاط قوت و ضعف او، كمال و سعادت نفس،  شناخت مفاهیم اخلاقي اعم از فضايل و رذايل   و طريق اصلاح نقص ها و راهكار درمان امراض روحاني است .خودشناسي باعث "حال" مي شود؛ يعني باعث مي شود كه انسان طالب كمال، مشتاق خودسازي و طي مراحل كمال و قرب الهي گردد؛ انگيزه ايجاد مي كند تا در طي اين مسير جدي باشد و سختي هاي سلوك و مجاهده با نفس را راحت تر تحمل كند.  سپس علم و حال، زمينه وارد شدن انسان به مرحله "عمل" را فراهم مي كند و در اين مقطع مي كوشد تا با انجام برنامه هاي عملي خودسازي، تا نهايت سير و سلوك و وصول به كمال و قرب الهي حركت كند.

منبع : در حريم ياراخلاق (قسمت دوم)
برچسب ها : انسان ,همین ,انسانی ,رهایی ,اشاره ,فرزند ,انسان خواسته ,راهنمایان شایسته ,منفعت طلبی ,وجود دارد ,عنوان دشمن

ولادت با سعادت ابن الرضا ، امام جواد علیه السلام مبارک باد

:: ولادت با سعادت ابن الرضا ، امام جواد علیه السلام مبارک باد

احاديث گهرباراز امام محمد تقي عليه السلام

قالَ الإمام الجواد  عليه السلام  : عَلَيْكُمْ بِطَلَبِ الْعِلْمِ، فَإنَّ طَلَبَهُ فَريضَةٌ وَالْبَحْثَ عَنْهُ نافِلَةٌ، وَ هُوَ صِلَةُ بَيْنَ الاْخْوانِ، وَ دَليلٌ عَلَي الْمُرُوَّةِ، وَ تُحْفَةٌ فِي الْمَجالِسِ، وَ صاحِبٌ فِي السَّفَرِ، وَ أُنْسٌ فِي الْغُرْبَةِ.«حلية الأبرار، ج 4، ص 599»

امام جواد  عليه السلام  فرمود: بر شما باد به تحصيل علم و معرفت، چون فراگيري آن واجب و بحث پيرامون آن مستحبّ و پرفائده است. علم وسيله كمك به دوستان و برادران است، دليل و نشانه مروّت و جوانمردي است، هديه و سرگرمي در مجالس است، همدم و رفيق انسان در مسافرت است; و أنيس و مونس انسان در تنهائي مي باشد.

قالَ الإمام الجواد  عليه السلام  : خَفْضُ الْجَناحِ زينَةُ الْعِلْمِ، وَ حُسْنُ الاْدَبِ زينَةُ الْعَقْلِ، وَ بَسْطُ الْوَجْهِ زينَةُ الْحِلْمِ.«كشف الغمّة، ج 2، ص 347»

امام جواد  عليه السلام  فرمود: تواضع و فروتني زينت بخش علم و دانش است، أدب داشتن و اخلاق نيك زينت بخش عقل مي باشد، خوش روئي با افراد زينت بخش حلم و بردباري است.

قالَ الإمام الجواد  عليه السلام  : تَوَسَّدِ الصَّبْرَ، وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ، وَ ارْفَضِ الشَّهَواتِ، وَ خالِفِ الْهَوي، وَ اعْلَمْ أنَّكَ لَنْ تَخْلُو مِنْ عَيْنِ اللهِ، فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ.

«بحارالأنوار، ج 75، ص 358، ح 1»

امام جواد  عليه السلام  فرمود: در زندگي، صبر را تكيه گاه خود، فقر و تنگ دستي را همنشين خود قرار بده و با هواهاي نفساني مخالفت كن. و بدان كه هيچگاه از ديدگاه خداوند پنهان و مخفي نخواهي ماند، پس مواظب باش كه در چه حالتي خواهي بود.

قالَ الإمام الجواد  عليه السلام  : مَنْ أتَمَّ رُكُوعَهُ لَمْ تُدْخِلْهُ وَحْشَةُ الْقَبْرِ.«الكافي، ج 3، ص 321، ح 7»

امام جواد  عليه السلام  فرمود: هركس ركوع نمازش را به طور كامل و صحيح انجام دهد، وحشت قبر بر او وارد نخواهد شد.

قالَ الإمام الجواد  عليه السلام  : الْخُشُوعُ زينَةُ الصَّلاةِ، وَ تَرْكُ ما لا يُعْني زينَةُ الْوَرَعِ.«بحارالأنوار، ج 75، ص 80»

امام جواد  عليه السلام  فرمود: خشوع و خضوع زينت بخش نماز خواهد بود، ترك و رها كردن آنچه (براي دين و دنيا و آخرت) سودمند نباشد زينت بخش ورع و تقواي انسان مي باشد.

قالَ الإمام الجواد  عليه السلام : الاْمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْي عَنِ الْمُنْكَرِ خَلْقانِ مِنْ خَلْقِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَمْن نَصَرَهُما أعَزَّهُ اللهُ، وَ مَنْ خَذَلَهُما خَذَلَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

«خصال صدوق، ص 42، ح 32»

امام جواد  عليه السلام  فرمود: امر به معروف و نهي از منكر دو مخلوق الهي است، هر كه آن ها را ياري و اجراء كند مورد نصرت و رحمت خدا قرار مي گيرد و هر كه آن ها را ترك و رها گرداند مورد خذلان و عِقاب قرار مي گيرد.

قالَ الإمام الجواد  عليه السلام  : إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَخْتارُ مِنْ مالِ الْمُؤْمِنِ وَ مِنْ وُلْدِهِ أنْفَسَهُ لِيَأجُرَهُ عَلي ذلِكَ.«الكافي، ج 3، ص 218، ح 3»

امام جواد  عليه السلام  فرمود: همانا خداوند متعال بهترين و عزيزترين ثروت و فرزند مؤمن را مي گيرد (و هلاك و نابود مي گرداند)، چون دنيا و متعلّقات آن بي ارزش است تا در قيامت پاداش عظيمي عطايش نمايد.

قالَ له رجل: أَوصِني بَوَصِيَّة جامِعَة مُخْتَصَرَة؟ فَقالَ  عليه السلام  : صُنْ نَفْسَكَ عَنْ عارِالْعاجِلَةِ وَ نار الاْجِلَةِ.«احقاق الحقّ، ج 12، ص 439»

شخصي به حضرت عرض كرد: مرا موعظه و نصيحتي كامل و مختصر عطا فرما؟ امام جواد  عليه السلام  فرمود: اعضاء و جوارح ظاهري و باطني  خود را از ذلّت و ننگ سريع و زودرس، همچنين از آتش و عذاب آخرت، در أمان و محفوظ بدار.

قالَ الإمام الجواد  عليه السلام  : فَسادُ الاْخْلاقِ بِمُعاشَرَةِ السُّفَهاءِ، وَ صَلاحُ الاْخلاقِ بِمُنافَسَةِ الْعُقَلاءِ.«كشف الغمّه، ج 2، ص 349»

امام جواد عليه السلام فرمود: معاشرت و همنشيني با بي خردان و افراد لااُبالي سبب فساد و تباهي اخلاق خواهد شد; و معاشرت و رفاقت با خردمندان هوشيار، موجب رشد و كمال اخلاق مي باشد.

قالَ الإمام الجواد  عليه السلام  : الاْدَبُ عِنْدَ النّاسِ النُّطْقُ بِالْمُسْتَحْسَناتِ لا غَيْرُ، وَ هذا لا يُعْتَدُّ بِهِ ما لَمْ يُوصَلْ بِها إلي رِضَااللهِ سُبْحانَهُ، وَ الْجَنَّةِ، وَ الاْدَبُ هُوَ أدَبُ الشَّريعَةِ، فَتَأدَّبُوا بِها تَكُونُوا أُدَباءَ حَقّاً.«ارشاد القلوب ديلمي، ص 160»

امام جواد  عليه السلام  فرمود: مفهوم و معناي ادب از نظر مردم، تنها خوب سخن گفتن است كه ركيك و سبك نباشد، وليكن اين نظريّه قابل توجّه نيست تا مادامي كه انسان را به خداوند متعال و بهشت نزديك نگرداند. بنابر اين ادب يعني رعايت احكام و مسائل دين، پس با عمل كردن به دستورات الهي و ائمّه اطهار (عليهم السلام)، ادب خود را آشكار سازيد.

منبع : در حريم يارولادت با سعادت ابن الرضا ، امام جواد علیه السلام مبارک باد
برچسب ها : عليه ,السلام  ,امام ,فرمود ,قالَ ,الجواد  ,عليه السلام  ,جواد  عليه ,السلام  فرمود ,امام جواد  ,الجواد  عليه ,عليه السلام  فرمود ,قالَ الإمام ال

روايتي از امير المؤمنين عليه السلام

:: روايتي از امير المؤمنين عليه السلام
علامه مجلسی در بحارالانوار روایتی نقل می کند که در آن آمده: شخصى از علی (ع) درخواست کرد که این سؤال ها را جواب دهد، واجب چیست و واجب تر کدام؟ عجب چیست و عجب‏تر چه؟ دشوار کدام و دشوارتر چیست؟ نزدیک چیست و نزدیکتر کدام؟ هنوز سخنش تمام نشده و زبان در دهان نبرده بود که آن حضرت با این اشعار جوابش را داد.

توب رب الورى واجب علیهم

و ترکهم للذنوب اوجب‏

و الدهر فی صرفه عجیب

و غفلة الناس فیه اعجب‏

و الصبر فی النائبات صعب

لکن فوت الثواب اصعب‏

و کلما یرتجى قریب

و الموت من کل ذاک اقرب‏

توبه نمودن به پیشگاه پروردگار واجب است از آن لازم‏ تر ترک‏ گناه است، تغییر روزگار شگفت‏ انگیز است از آن عجیب‏تر غفلت مردم است در زندگى از این تغییرات، شکیبائى در ناملایمات و مصیبت ها دشوار است اما دشوارتر از آن از دست دادن ثواب آن است، هر چیزى را که امید آمدنش را داشته باشى نزدیک است ، مرگ از همه آنها نزدیک‏تر است.[1]


[1] مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ‏75، ص 89، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 هـ ق، با استفاده از ترجمه "مواعظ امامان (ع)علیهم السلام.

منبع : در حريم يارروايتي از امير المؤمنين عليه السلام
برچسب ها : واجب ,چیست

احادیثی از حضرت زهرا سلام الله علیها

:: احادیثی از حضرت زهرا سلام الله علیها
قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراءُ(علیها السلام) :

1- موقعیت اهل بیت در نزد خدا
« وَاحْمَدُوا الَّذى لِعَظمَتِهِ وَ نُورِهِ یبْتَغى مَنْ فِى السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ إِلَیهِ الْوَسیلَةَ، وَ نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ أَنـْبِیائِهِ.»
خدایى را حمد و سپاس گویید كه به خاطر عظمت و نورش، هر كه در آسمانها و زمین است به سوى او وسیله مىجوید، و ما وسیله او در میان مخلوقاتش و خاصّان درگاه و جایگاه قدس او و حجّت غیبى و وارث پیامبرانش هستیم.

منبع : در حريم ياراحادیثی از حضرت زهرا سلام الله علیها
برچسب ها : نَحْنُ

منظور از روایت: "قیمة کلّ امرءٍ ما یحسنه" چیست؟

:: منظور از روایت: "قیمة کلّ امرءٍ ما یحسنه" چیست؟

 

شارحان کلام امام علی (عليه السلام) در شرح‌: "قیمة‌ کل‌ امرء ما یحسنه‌"؛[1] قیمت هر مردى آن است که نیکو داند آن را، می گویند: ارزش هر شخص‌ و احترامش‌ میان‌ مردم‌ به ‌اندازه‌ علم‌ و دانش‌ او است‌.

یحسن از احسن الشیء است و وقتى است که آن را بداند و در آن حاذق باشد؛ یعنى عزّت و احترام هر شخصى در میان مردم به اندازه دانش او است، پس اگر مى‏ خواهى پر ارج شوى بر دانشت بیافزاى؛ چون فزونى ارزش و کاستى آن به اعتبار داشتن و نداشتن دانش مى‏ باشد،

سید رضى (ره) گفته است: این سخن (ارزش هر مرد آن چیزى است که آن را خوب بداند) کلمه‏ اى است که قیمتى براى آن نمى ‏توان تعیین کرد و هیچ حکمتى همسنگ آن نیست، و هیچ سخنى همتاى آن نمى ‏شود.

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می گوید: سخنان بسنده در فضیلت علم در گذشته بیان داشته‏ ایم و اینک نکته ‏هاى دیگرى مى ‏آوریم.

گفته مى ‏شود: از جمله سخنان اردشیر بابکان در رساله او که براى شاهزادگان نوشته، این است که براى شما بهترین دلیل در مورد فضیلت علم این است که با همه زبان ها آن را ستوده‏ اند و کسانى که علم ندارند مدعى عالم بودن مى ‏شوند و خود را با آن مى ‏آرایند و بهترین دلیل براى عیب جهل که شما را بسنده است، این که همه کس آن  را از خود دفع مى‏ کند و اگر او را جاهل بنامند، خشمگین مى ‏شود. به انوشروان گفته شد: شما را چه مى‏ شود که هر چه از علم چیزى مى‏ آموزید باز هم بر آموزش آن کوشاتر مى‏ شوید گفت: بدین سبب که هر چه از آن مى‏ آموزیم بر عزت و بلندى رتبت ما افزوده مى ‏شود. گفتندش چرا از آموختن از هیچ کس خود دارى نمى ‏کنید گفت: چون مى ‏دانیم علم از هر کجا گرفته شود، سود بخش است.

به بزرگمهر گفته شد: به این همه دانش که فرا گرفته‏ اى چگونه رسیده ‏اى گفت: به‏ سحر خیزى، ... و به بزرگمهر گفته شد: علم بهتر است یا مال گفت: علم. گفتند: پس به چه سبب اهل علم را بر در خانه توانگران بیشتر مى‏ بینیم تا توانگران را بر در خانه عالمان گفت: این هم به علم و جهل بر مى‏ گردد و آن چنان که مى‏ بینید بدین سبب است که عالمان به نیاز به مال آگاه هستند و توانگران از فضیلت علم آگاه نیستند.

شاعر گفته است: «بیاموز که آدمى عالم آفریده نشده است و قرین علم و دانش قابل مقایسه و همچون جاهل نیست، سالخورده و بزرگ قوم اگر دانش نداشته باشد به هنگام حضور در انجمنها کوچک و خردسال خواهد بود».

"اوصیکم بخمس لو ضربتم الیها آباط الابل لکانت لذلک اهلا: لا یرجون احد منکم الاربه، و لا یخافن الاذنبه، و لا یستحین احد منکم اذا سئل عمّا لا یعلم ان یقول: لا اعلم، و لا یستحین احد اذا لم یعلم الشى‏ء ان یتعلّمه، و علیکم بالصّبر، فان الصّبر من الایمان کالرأس من الجسد و لا خیر فى جسد لا رأس معه، و لا خیر فى ایمان لا صبر معه"؛[2]

شما را به پنج چیز سفارش مى ‏کنم که اگر شتران را با شتاب براى دسترسى به آن برانید سزاوار است هیچ یک از شما جز از خداى خویش امیدى نداشته باشد و جز از گناه خویش نترسد و چون از یکى از شما چیزى را که نمى‏ داند بپرسند، آزرم نکند که بگوید نمى ‏دانم، و چون یکى از شما چیزى را نمى ‏داند از آموختن آن آزرم نکند، و بر شما باد به صبر که صبر ایمان را چون سر است تن را، و خیرى در جسد بدون سر نیست و نه در ایمانى که با شکیبایى نبود.

و گفته شده است تا هر گاه که نادانى براى آدمى نکوهیده است، آموختن ستوده است، و همان گونه که تا آدمى زنده است نادانى براى او نکوهیده است، کسب دانش و آموختن براى او ستوده است.‏[3]


 

[1] نهج البلاغه، حکمت 81.

[2] همان، 82.

[3] مهدوی دامغانی، محمود، جلوه ‏تاریخ ‏در شرح ‏نهج ‏البلاغه ‏ابن‏ ابى‏ الحدید، ج 7، ص 297- 298، نشر نی، تهران، چاپ دوم، 1375.(با دخل و تصرف).

منبع : در حريم يارمنظور از روایت: "قیمة کلّ امرءٍ ما یحسنه" چیست؟
برچسب ها : براى ,گفته ,دانش ,‏شود ,آموختن ,چیزى ,نادانى براى ,نداشته باشد ,بزرگمهر گفته ,بهترین دلیل

وقايع روز هشتم محرم سال 61

:: وقايع روز هشتم محرم سال 61
هشتم محرم‌الحرام سال ‌۶۱ هجرى قمرى

پيوستن اميه بن سعد طايى به ‏ياران امام:در روز هشتم محرم‌الحرام سال 61 هجرى قمرى با اينكه سپاه امام حسين ‏‏(ع) در محاصره شديد قرار داشت، اميه بن سعد طايي خود را به ياران امام رساند.‏اميه بن سعد طايي از شهداي كربلا به شمار مي‌آيد و روز عاشورا ‏به نقلي در حمله اول شهيد شد. وي در سواركاري نامي، شجاعي از كوفيان و از اصحاب ‏اميرالمومنين (ع) بوده است و در جنگ صفين نيز حضور داشتند در اين روز عطش بار ‏ديگر بر همراهان امام (ع) غلبه كرد و عمربن حجاج به محاصره شريعه فرات مباهات ‏مي‌كرد و به حضرت زخم زبان مي‌زد.‏ ابومخنف از زبيدي نقل كرده كه مي‌گفت: از عمروبن حجاج هنگامي كه نزديك اصحاب امام ‏‏(ع) شد شنيدم مي‌گفت: اي كوفيان! از ابن زياد و جمع خود دست نكشيد و در كشتن ‏كسي كه از دين بيرون رفته امام حسين (ع) و با امام خود يزيد مخالفت مي‌كند ترديد ‏نكنيد. امام فرمود: اي عمروبن حجاج! آيا مردم را بر من مي‌شوراني؟ آيا ما از دين خدا ‏بيرون رفته‌ايم و شما بر دين پايدار مانده‌ايد؟ هان! به خدا سوگند، آنگاه كه جانهاي شما از ‏بدنها مفارقت كنند و بر اين اعمال خود بميريد، درخواهيد يافت كه كدام يك از ما از دين ‏خدا بيرون رفته و چه كسي به سوختن در آتش سزاوارتر است.‏با توجه به اينكه عطش بر امام و همراهان غلبه كرده بود، عبدالله بن حصين ازدي بر ‏محاصره فرات فخر مي‌ورزيدند عبدالله بن حصين ازدي كه مرگش دربجيله رخ داد، به ‏رويارويي امام آمده و گفت: اي حسين! آيا اين آب را نمي‌بيني كه همچون دل آسمان ‏مي‌درخشد؟! به خدا سوگند يك قطره از آن را نخواهي چشيد تا تشنه كام بميري! امام ‏فرمود: خدايا! او را از تشنگي بميران و او را هرگز نيامرز. حميد بن مسلم مي‌گويد: پس از ‏آن، او مريض شد و من به عيادتش رفتم سوگند به خدايي كه هيچ معبود به حقي جز او ‏نيست. او را ديدم كه پيوسته آب مي‌خورد و سيراب نمي‌شد، سپس آن را پس مي‌داد و ‏دوباره مي‌آشاميد و سيراب نمي‌شد. بدين گونه بود تا مرد.‏ در پايان روز هشتم، حضرت سكينه (ع) فرزند اباعبدالله الحسين (ع) مي‌گويد مهتاب ‏فضاي خيمه امام را روشن كرده بود ديدم پدرم ميان جمعيت ايستاده و خطاب به ياران و ‏همراهان مي‌فرمايد: اي مردم! هر كدام از شما كه مي‌تواند بر تيزي شمشير و ضربات ‏نيزه‌ها صبر كند، با ما قيام نمايد وگرنه از ميان ما برود و خود را نجات دهد. سخنان امام به ‏پايان نرسيده بود كه ياران همگي صدا زدند سوگند به خدا چنين نخواهيم كرد، بلكه جان، ‏مال، زن و فرزندان خود را فداي تو خواهيم كرد.

منبع : در حريم ياروقايع روز هشتم محرم سال 61
برچسب ها : امام ,كرده ,سوگند ,حجاج ,ياران ,حسين ,بيرون رفته ,حصين ازدي ,عمروبن حجاج ,امام حسين ,هجرى قمرى

اخلاق (قسمت سوم)

:: اخلاق (قسمت سوم)

راه های خود سازی

ترک گناه مرحله مهم خودسازی است، یعنی باید تلاش کرد دل را از هرگونه تمایلات ضد معنوی پاکسازی نمود. این مرحله را تخلیه دل گویند. آنگاه بسوی شناخت وظایف واجب اقدام نموده  و آنچه در شرع از وظایف بنده نسبت به خداوند است بشناسد، آنگاه در مرحله عمل نسبت به ادای آنها گام‏های محکم تری بردارد.

 برای این مهم دو چیز لازم است اول:خواندن صفحه به صفحه کتابهاي اخلاقي است. کتابهایي مانند معراج السعاده و جامع السعادات (نراقيين) يا کتاب  قلب سليم از دستغيب که در آن ارزش ها و رذيلت هاي اخلاقي را مورد بحث قرار داده است.

دوم:تفکردر خلقت خود و عظمت عالم . اشتیاق به انجام فرمان خدا . مخالفت با هوای نفس

مهم ترين مواد مثبت اين برنامه عبارت‌اند از:  1. انجام به موقع عبادت، به ويژه نمازهاى واجب، همراه با حضور قلب و اخلاص كامل  2. اختصاص مقدارى از وقت روزانه به امر تفكر در باب صفات و آيات الهى، و نيز تفكر درباره تشخيص راه صحيح، و طولانى بودن مسير، و كم بودن فرصت و نيرو، و كثرت موانع، و بى ارزشى اهداف دنيوى و...؛  3. برنامه روزانه براى قرائت قرآن همراه با تأمل و نيز مطالعه دقيق روايات و مواعظ، كلمات حكمت آميز، احكام فقهى و دستورات اخلاقى و... .

مهم ترين مواد منفى برنامه عبارت‌اند از:  1. پرهيز از زياده روى در التذاذات مادى؛2. كنترل قواى حسى و خيالى، به ويژه چشم و گوش؛3. حفظ انديشه از لغزشگاه هاى فكرى

 معلم اخلاق حضرت امام راحل «ره» در مورد خودسازی  فرموده‏اند: «انسان باید قلباً مطمئن شود که با گناه دوستیش با خدا قطع میگردد و باید: 1 - نمازها را حتی المقدور اول وقت بجای آورند، زیرا نماز بالاترین فریاد برعلیه شیاطین درونی و بیرونی است. نماز پیوستن به صف حق و تبرّی از جبهه باطل است، هیچکدام از اولیاء خدا بدون اقامه نماز به جایی نرسیده‏اند. 2  - سعی کنند دعاهای هر روز را تلاوت نمایند.3  - تعقیبات نمازها را فراموش نکنند. 4  - تلاش نمایند نماز شب و سایر نوافل را ولو در ابتدا بصورت مختصر، اقامه نمایند تا در مراحل بعدی برای آنان ملکه شود.  5 - توسل به ذیل عنایت باری تعالی و اقامه دعاها و راز و نیازها را اولویت کار خود قرار دهند. 6  - زیارت امامان و امامزاده‏ها نیز نقش عمده‏ای در خودسازی دارد، بالاخص زیارت عاشورا. 7 - عزاداری و سوگواری برای اهل بیت اکسیر اعظم خودسازی است. 8 - صله‏رحم و سرکشی به بستگان و دعوت از آنان و هدیه دادن به مؤمنین آنان. 9 - ذکر خدا و یاد حضرت سبحان جلّ و علا سرحله عرفان، خداشناسی است که در خودسازی بسیار مؤثر است. 10 - دوری از غافلان و پرهیز از همنشینی با دلهای افسرده و قلوب پژمرده در اثر غفلت . 11 - تلاش برای شناسائی بندگان مطیع حضرت حق و مجالست و مؤانست با اهل دل.12 - شرکت مستمر در نمازهای جمعه و جماعات. 13 - هیچگاه به اعمال خود مغرور نشود بلکه روز به روز بر کمیّت و کیفیّت افعالش محاسبه کند. 14 - در تقرب به خدا چنان حریص باشد که از ارتکاب به مکروهات هم خوف داشته باشد. 15 - خود را همواره در محضر ربّ العالمین ببیند.

                                برنامه و روش اختصاصی  براي خودسازي و طي مسير كمال

        اولين و مهمترين عامل غفلت انسان از خودسازي و تلاش كافي در جهت رشد و شكوفايي، نا آگاهی نسبت به  حقيقت الهی و غیر مادی و مقام و موقعيت خود در نظام خلقت  است ، ارزش والاي نفس انساني خويش را نمي شناسد، از توانايي هاي عظيمي كه خداي متعال در نهاد او قرار داده، مطلع نيست و نسبت به ضعف ها و كاستي هاي وجود خود آگاهي كافي ندارد.

 اگر آدمي ارزش هاي وجودي خود را باز شناسد، مقصود از زندگي را بداند و به ضعف هاي خود واقف گردد، انگيزه بسياري براي خودسازي خواهد داشت، تلاش فراواني در اين مسير خواهد كرد و از سختي هاي آن نخواهد رنجيد. كمال انسان در عرفان خداوند است، ولي راه اين وصول با خودشناسي آغاز مي شود. «من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ كسي كه خود را شناخت به حقيقت خداي خويش را شناخته است.»

بنابراين مقصود از خودشناسي اي كه به عنوان مقدمه و اولين مرحله خودسازي محسوب مي شود، چند چيز است.

1- اولا بايد بداند كه او روح است نه جسم، مجرد است نه مادي. البته بدن دارد و بدن مادي است، ولي او به عنوان يك انسان بدن و ماده نيست. انسان موجودي فرامادي و مجرد است و زندگي جاودانه دارد. اين اعتقاد مبتني بر اعتقاد به خداوند و ماوراي ماده و معاد است و بدون چنين اعتقادي نمي توان به حيات جاودانه انسان معتقد بود.

2- در مرتبه بعد بايد بداند كه انسان به خاطر داشتن بعد مجردي كه از آن سخن گفته شد، مخلوق كامل و جامع خداوند و مظهر تمام اسما و صفات الهي است و به همين دليل شايستگي مقام خلافت الهي شده است. اگر انسان ارزش هاي وجودي خويش را بشناسد و جايگاه رفيع خود را د ر آفرينش به عنوان خليفه خدا در زمين شناسايي كند و به توانايي هاي وسيعي كه خداوند در نهاداو براي رسيدن به اوج قله انسانيت و كمال كه همان تحقق خلافت و ولايت الهي است، قرار داده واقف باشد و بداند كه در زندگي خود كاري و هدفي جز به فعليت رساندن همين مظهريت و جامعيت ندارد و كمال و سعادت او در دنيا و آخرت نيز در گرو همين مظهريت او نسبت به كمالات الاهي و قرب به خداوند است، انگيزه و شوق فراواني براي خودسازي در وجود او شكل خواهد گرفت، زيرا هدف خودسازي، شكوفا نمودن اين توانايي ها و رسيدن به جايگاه شايسته انسان در آفرينش است.

3- به ضعف ها، نقص ها، كمبود ها، بيماري هاي روحي، اسارت ها و اموري كه مانع رشد آدمي مي شود و او را از خداي متعال دور مي كند، آگاهي كامل داشته باشد، زيرا يكي از عرصه هاي مهم خودسازي رفع موانع و يا به عبارتي مبارزه با ضعف ها و نقص ها است، خودشناسي در اين مقطع به معناي آگاهي نسبت به اموري است كه در حقيقت موانع اصلي عقب ماندگي انسان در اين مسير هستند. اموري كه شناخت آنها، مستقيما زمينه اقدام عملي طالب كمال را براي ورود به مرحله خودسازي فراهم مي آورد.

  باز گشت به مسیر درست

      يكي از مقاطع مهم خودسازي اين است كه انسان از راهي كه تاكنون رفته پشيمان شود و تصميم به بازگشت و اصلاح مسير زندگي و حركت خود بگيرد. به اين مقطع در اصطلاح علم اخلاق توبه مي گويند. اگر كسي در اثر خودشناسي و بيداري از خواب غفلت، به اين نتيجه رسيد كه زندگي گذشته اش صحيح نبوده، راه را به درستي انتخاب نكرده، اخلاق، اعمال و رفتارش پسنديده نبوده، آداب عبوديت و بندگي خداوند را به شايستگي رعايت نكرده و در اثر آن شخصيت اش ضعيف، ناتوان و حقير شده است، بايد در اين مرحله از گذشته خود نادم و پشيمان باشد و به صورت جدي تصميم بر اصلاح خود داشته باشد، در غير اين صورت انگيزه و توان كافي براي پيمودن اين راه نخواهد داشت و موفق نخواهد بود.

     در كتاب هاي اخلاقي اين مرحله تحت عنوان توبه مطرح شده است. توبه يعني پشيمان شدن از گذشته و تصميم جدي براي بازگشت به سوي خداوند و اصلاح خود.منظور از خداوند در اخلاق، ذات هستي است كه منبع تمام خوبي ها، ارزش ها، قدرت ها و عظمت است. ذاتي كه به انسان قدرت، توان و عظمت مي دهد. توبه يعني بازگشت از ضعف، حقارت، ناتواني، رزالت و پستي گناه، به سوي قوت، قدرت، توانايي، عظمت، فضيلت و قرب به خداوند.

      خداوند شيفته بازگشت بندگان به سوي او و مشتاق پيوستن آنها به او پس از بريدن و جدا شدن است. ميزان شوق پروردگار به آشتي بندگان با او و وصل پس از فصل در حديثي شادي بخش چنين بيان شده است: شادماني خداوند از بازگشت بنده اش بيش از شادي کسي است که مرکب و توشه خود را شبي تاريک (در بيابان) گم کرده و سپس آن را مي يابد.

اين تعبير نشان مي دهد که توبه، در واقع مرکب و توشه انسان به سوي سعادت و کمال است. انسان با اين زاد و توشه، بيابان تيره و ظلماني گناه و نافرماني را پشت سر مي گذارد و به منزل کمال و نور و رحمت گام مي گذارد.

برنامه ریزی ، تصمیم جدی

کسی که می خواهد خودسازی کند  بايد در برنامه اي كه براي خود در جهت خودسازي تنظيم مي كند، به طور كلي به چهار موضوع بپردازد.

1- كسب دانش و آگاهي و جهل زدايي. اولين و اساسي ترين مولفه يك برنامه خوب خودسازي، توجه به سير مطالعاتي و تحصيل دانش و تفكر و تامل در خود، هستي، دين، معاد، زندگي و اخلاق است. اولين حركتي كه انسان براي رشد خود مي كند، قدمي است كه به سوي مدرسه و مكتب برمي دارد. گل وجود آدمي با آب حيات علم و دانش آبياري و شكوفا مي شود، حركت صعودي انسان با مطالعه آغاز مي شود و با تفكر و مشاهده حقيقت به نتيجه مي رسد.

2- تقويت اراده، تحصيل آزادي و مبارزه با اسارت ها و اموري كه مانع رشد انسان هستند، مانند پرخوري، پرخوابي، دلبستگي ها، وابستگي ها و مانند آن.

3- حضور فعال در جامعه، معاشرت با ديگران و مبارزه با ضعف ها و كاستي هايي كه در روابط اجتماعي خود دارد و همچنين شكوفا نمودن توانايي هاي اجتماعي از مولفه هاي مهم برنامه خودسازي است. صفات شخصيتي منفي مانند تكبر، عجب، بخل و حسادت كه هم روابط با انسان هاي ديگر را تخريب مي كند و هم به شخصيت خود انسان آسيب جدي وارد مي نمايد، در اين عرصه پديد مي آيد و در همين عرصه نيز قابل درمان و تبديل به صفات شخصيتي مفيد و مثبت مانند تواضع، سخاوت و خير خواهي خواهد بود.

4- تقويت دين داري و ارتباط معنوي با خداوند، كه عمدتا در انجام واجبات و ترك گناهان و همچنين توجه به مستحبات و مكروهات خلاصه مي شود. دين داري و معنويت از مهمترين مولفه هاي يك برنامه خودسازي كامل است. در اين قسمت داشتن برنامه هاي عبادي و معنوي مانند نماز و دعا و...

بدون شك هر كاري كه انسان انجام مي دهد، داراي روش و تكنيك هاي خاصي است كه بدون آشنايي با آنها انجام آن كار امكان پذير نخواهد بود. اصلاح نفس بيشتر شبيه به درمان بيماري ها توسط پزشك است. هر بيماري از راه خاصي درمان مي شود و داروي مخصوصي را مي طلبد. اصلاح نفس انسان نيز روشمند است و تكنيك هاي خاص خود را دارد. به طور مثال اگر بخواهيم صفتي را در خود اصلاح كنيم و رذيلتي را تبديل به فضيلت نماييم، علماي اخلاق گفته اند: لازم است  در اول شخص با خودش شرط کند که در طول روز مواظب باشد  کار خاصی را انجام بدهد  ویا انجام ندهد  یا ضد عمل نامطلوب را انجام دهد و بعد لازم است آنقدر آن عمل را تكرار كنيم تا فضيلت جايگزين رذيلت شود و در نفس به صورت ملكه راسخه درآيد. همچنين اگر بخواهيم عادتي را تغير دهيم بايد راهكار آن را بدانيم. به طور مثال اگر بخواهيم با عادت پرخوري و يا پرخوابي مبارزه كنيم، بايد روش آن را بدانيم و به تدريج خود را به كم خوري و كم خوابي عادت دهيم وگرنه موفقيت آميز نخواهد بود.

 

منبع : در حريم ياراخلاق (قسمت سوم)
برچسب ها : انسان ,خداوند ,خودسازي ,برنامه ,است، ,انجام ,شكوفا نمودن ,همين مظهريت ,داشته باشد، ,توبه يعني ,صفات شخصيتي

روایتی درباره خانواده

:: روایتی درباره خانواده
 
رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

 

 

خَيرُكُم خَيرُكُم لأَهلِهِ و َأَنَا خَيرُكُم لأَهلى ما أَكرَمَ النِّساءَ إلاّ كَريمٌ و َلا أَهانَهُنَّ إلاّ لَئيمٌ؛


بهترين شما كسى است كه براى خانواده اش بهتر باشد، و من از همه شما براى خانواده ام بهترم، زنان را گرامى نمى دارد، مگر انسان بزرگوار و به آنان اهانت نمى كند مگر شخص پَست و بى مقدار.

 

 

نهج الفصاحه ص472 ح 1520

منبع : در حريم يارروایتی درباره خانواده
برچسب ها : خانواده ,خَيرُكُم ,براى خانواده